«ایران» چگونگی ایجاد پیوندهای اجتماعی افراد دارای معلولیت را بررسی می‌کند؛

انگ‌زدایی از معلولیت، شاه کلید بازپیوند اجتماعی

جامعه

131116
انگ‌زدایی از معلولیت، شاه کلید بازپیوند اجتماعی

حدود دو درصد از جامعه ما را افرادی تشکیل می‌دهند که در توانایی‌های جسمی و حرکتی، بینایی، شنوایی و قابلیت‌های ذهنی و روانی، با محدودیت‌ها و مشکلاتی مواجه هستند و به آنها افراد دارای معلولیت گفته می‌شود. اما این افراد در مواجهه با افراد عادی در جامعه با مشکلاتی روبه‌رو هستند.

سمیه افشین فر - گروه اجتماعی: هنوز واژه معلول بار منفی دارد در حالی که تعداد زیادی از این افراد با تکیه بر استعدادها و ظرفیت‌های فردی، علی‌رغم مواجهه با موانع بسیار در مسیر پر پیچ و خم زندگی قدم می‌گذارند، در مدارس و دانشگاه‌ها آموزش می‌بینند، به مهارت‌های شغلی دست پیدا می‌کنند، خانواده تشکیل می‌دهند و خدمات ارزشمندی را به اقشار مختلف مردم ارائه می‌کنند.

طبیعتاً هرچه شناخت ما نسبت به این گروه از جامعه بیشتر باشد، می‌توانیم پیوندهای دوستی و ارتباط‌های اجتماعی مؤثرتری با آنها داشته باشیم اما چه چیزی مانع این پیوند می‌شود؟ دکتر حمدالله خواجه حسینی روانشناس به «ایران» می‌گوید: «وجود نگرش‌های منفی و پیشداوری‌های عجولانه باعث می‌شود به افراد معلول برچسب‌های ناخوشایند بزنیم، آنها را برنجانیم و از آنها فاصله بگیریم.» به اعتقاد این روانشناس متأسفانه هنوز هم در برخی از داستان‌ها، فیلم‌ها و نمایشنامه‌ها، به فرد دارای معلولیت، انگ گناهکار بودن زده می‌شود و به مخاطبان این‌گونه القا می‌شود که خداوند افراد ظالم و گناهکار را با ایجاد نقص عضو مجازات می‌کند. درحالی که واقعیت این نیست و معلولیت، نه حاصل کارهای زشت بلکه نتیجه عوامل ژنتیکی، مادرزادی و محیطی است و انگ گناهکار بودن به فرد معلول و خانواده او، رنج بسیاری را بر آنها تحمیل می‌کند.

خواجه حسینی می‌گوید: «این که کودک نابینا، ناشنوا یا دارای معلولیت جسمی، نمی‌تواند با دیگر کودکان بازی کند، رفتارش ناخوشایند و وجودش باعث ناراحتی دیگران است، نظافت و بهداشت را رعایت نمی‌کند و باید از بقیه جدا باشد، از برچسب‌های والدین کودکان غیر معلول نسبت به کودکان معلول در مدارس و مهدهای کودک است که تجربه آن برای کودک دارای معلولیت و خانواده او بسیار دردناک است.»

به گفته این روانشناس، کودکان معلول درصورت تشخیص بهنگام معلولیت و ارجاع بموقع به مراکز آموزشی و توانبخشی، می‌توانند مسیر رشد و یادگیری را همگام با سایر کودکان بپیمایند، ارتباط برقرار کنند و با سایر همسالان، در بازی‌های گروهی مشارکت کنند؛ شرایطی که نه تنها برای سایر کودکان ناخوشایند نیست بلکه همدلی و کمک به همنوع را در آنان تقویت می‌کند. او می‌گوید: «برخی برچسب‌ها مانند اینکه دنیای نابینایان و ناشنوایان با ما کاملاً متفاوت است، با این افراد نمی‌توان ارتباط برقرار کرد، معلولان افرادی ناسازگار، منزوی و دارای اعتماد به نفس پایین هستند و از کمک دیگران عصبانی می‌شوند یا پرخاشگری می‌کنند، از دیگر پیشداوری‌هایی است که مانع ارتباط مؤثر ما با افراد معلول می‌شود. افراد دارای معلولیت هم مانند سایرین، از لحاظ ویژگی‌های شخصیتی و روانشناختی، باهم متفاوتند و بسیاری از آنها با کسب مهارت‌های لازم در برقراری ارتباط‌های اجتماعی، می‌توانند بهترین دوست، مناسب‌ترین همسفر و مؤثرترین فرد در مناسبات اجتماعی ما باشند.

دکتر خواجه حسینی می‌گوید: «فقط کافی است بر باورهای منفی خود غلبه کنیم و با برقراری ارتباط، در مسیر شناخت بیشتر آنان قدم برداریم. وابسته بودن به حمایت دیگران، ناتوانی در انجام وظایف شغلی، عدم برخورداری از توانایی تشکیل خانواده و داشتن زندگی مستقل، انگ‌های ناخوشایندی است که بسیاری از جوانان دارای معلولیت، آنها را تجربه می‌کنند؛ برچسب‌هایی که روح تلاشگر آنان را می‌آزارد و بر مشکلات شان می‌افزاید. فرد دارای معلولیت که از خودباوری، اعتماد به نفس و استعداد کافی برخوردار است، به رغم مواجهه با موانع بسیار می‌تواند در رشته‌های مختلف به تحصیل بپردازد و دانش و مهارت لازم را کسب کند و درصورت دستیابی به فرصت‌های شغلی مناسب، نقش مؤثر خود را در انجام وظایف حرفه‌ای ایفا نماید. بسیارند معلولانی که با آگاهی و اعتماد به نفس، قدم در مسیر تشکیل خانواده نهاده و در سایه عشق و مودت، فرزندانی را پرورانده و نقش خود را به عنوان والدین آگاه، به بهترین نحو ایفا کرده‌اند.»

معلولیت ناتوانی نیست

در جامعه‌ای که بر اساس کرامت و ارزش‌های انسانی بنا شده، مسئولیت اجتماعی فرد فرد ما این است که امکان رشد و برخورداری از عدالت اجتماعی و کیفیت زندگی سالم را برای تمامی همنوعان مان فراهم کنیم. افراد دارای معلولیت هم از شأن و کرامت انسانی برابر با سایرین برخوردارند و حق دارند در مسیر پیوند با جامعه، استعدادهای خود را بروز دهند و به نشاط، بالندگی و سلامت دست پیدا کنند. این روانشناس می‌گوید: «برای ایجاد و تقویت پیوندهای اجتماعی افراد دارای معلولیت، اولین اقدام، انگ‌زدایی و کنار نهادن برچسب‌ها و پیشداوری‌های ناآگاهانه نسبت به این افراد و خانواده‌های آنهاست؛ برچسب‌هایی که نه تنها بر مشکلات آنان می‌افزاید، بلکه مانع برقراری ارتباط مؤثر با آنها خواهد شد. 

وقتی آگاهانه در مسیر ارتباط با این افراد قدم برمی داریم و بر باورهای منفی غلبه می‌کنیم، می‌توانیم بپذیریم که افراد دارای معلولیت هم از قابلیت‌ها و محدودیت‌هایی برخوردارند که باید آنها را بشناسیم و برای تقویت قابلیت‌ها و کاهش محدودیت‌های‌شان تلاش کنیم. 

وقتی به فرد دارای معلولیت فرصت می‌دهیم تا با رهایی از انگ‌ها و برچسب‌های محدودکننده، در مسیر یادگیری، ایجاد پیوندهای اجتماعی و نقش آفرینی در جامعه قدم بردارد، به تدریج این باور ارزشمند در جامعه شکل می‌گیرد که معلولیت اگرچه با محدودیت‌هایی همراه است اما محرومیت نیست، ناتوانی نیست و فرد معلول، به رغم مواجهه با مشکلات بسیار می‌تواند به عنوان یک انسان آگاه، اثربخش و مسئولیت پذیر، نقش مؤثر خود را در پیشبرد اهداف جامعه ایفا کند. مسئولیت اجتماعی ما به عنوان یک معلم، درمانگر، صنعتگر، خانه‌دار، مدیر یا قانونگذار ایجاب می‌کند که تلاش خود را برای آگاه شدن جامعه نسبت به قابلیت‌ها و محدودیت‌های افراد معلول و رفع موانع پیش روی این افراد درزمینه آموزش، اشتغال، رفع موانع محیطی و اجتماعی، به کار بگیریم.»


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جامعه